تبليغاتX
نـــــهال
 

     

 

سلام

قبل یه عالمه نوشته بودم ولی بنا به دلایلی که خودم هم نفهمیدم چی چی بود همه از دست رفت راستش دیگه حوصلم نگرفت دوباره به مخم فشار بیارم و  بنویسمشون برا همین رفتم تو آرشیومو عکس پارسال عاشورا رو برداشتم ... ببینیم امسال چطور میشه خدا کنه بتونم عکس درست و حسابی بگیرم

برم بخوابم خستم از خستگی زیاد خوابم نمیبره ...

 

 

 

+ نوشته شده در شنبه 29 دی1386ساعت 1:42 توسط نهال |

 

 

 

سلام

حال شما ؟ خوبین ؟

من ؟ نه بابا  خیلی خرابم سرما خوردم به حد مرگ انقده حالم بده که حد نداره ... خدا آخه این چی بود افتاد به جون من  این برفم شده دردسر اصلا نمیشه تو خیابون راه رفت انقدر که خطر ناک شده  که خدا میدونه  . شهرداری هم که هیچ جوره به فکر نیست هًا همین جور کنار خیابون یه کوه برف جمع شده تو خیابون ماشینا هم میمونن پشت سر، هم دیشب ما میخواستیم از خونه عموم بر گردیم سه تا مسیر داره تا خونه ما این سه تا رهش همش دو پشته ماشین مونده بود وااااای دیگه دلم میخواست تو ماشین گریه کنم  .... دلم می خواد برف بازی کنم از اون برف بازی هایی که بمونه یادگار مثل اون سال که با دایی جان اینا رفته بودیم واااااااااای چه کیفی داد فکر کن دایی یه سفره تو ماشینش داشت من میشستم اول سفرهه سرشو میگرفتم پشت سرم تموم بچه ها مینشستن وووووویژ تا اون پایینه سر میخوردیم آخه اونجا یه حالت سراشیبی عمیق بود ... کلی  مزه می داد یه دفعه که تیوپ بود منو دختر خاله و عسل بانو بودیم وسط زمین و آسمون تیپوت از زیرمون در رفت ما هم سه نفری افتادیم رو هم طفلکی دختر خاله له شد  الانم دلم هوس اون موقع رو کرده واااای کی حال من خوب میشه بریم برف بازیییییییی  

این چند روزه هم انقدر حال بد بود دیدم نمیشه هی کتاب خوندم الان من دیگه فیلسوفم

خب من برم یکمی بخوابم نمیشه سرم درد میگیره به مانیتور نگا می کنم

مواظب خودتون باشششششششششششيد حسابي

دوستون دارم

باي

 

+ نوشته شده در چهارشنبه 19 دی1386ساعت 11:17 توسط نهال |

 

 

سلام سلام

حالتون چطوره ؟ خوبین خوشین سلامتین ؟ اوضاع احوال ؟ همه چی رو به راهه ؟

مرسی منم خوبم بد نیستم ... امتحانا به سلامتی امروز تموم شد وای خلاص خفه شدم دیگه ، هیچ چی منو اذیت نکرد به غیر از امتحان پرسپکتیو و  طراحی البته طراحی که ژوژمان  ولی خب دائما نگران اینم که سر اون حرفش ما رو نندازه پرسپکتیو هم اشکمو در آورد بس که سخت داده بود اصلا ولش کن فقط دعا کنید . . . من نمی دونم چرا  هرچی امتحان دادم فکر میکنم که می افتم خدا کنه اینجور نباشه

بهمون گفتن تا ۳۰ تعطیل  وای برم یه نفسی بکشم البته اگه درس افتاده نداشته باشم  

باید یه صفای به اتاقم بدم خیلی شلوغ پلوغ شده از بس که هرچی کتابی چیزی میخواستم برداشتم دیگه نذاشتم سر جاشون همین جور از زیر تخت کمد صندلی این چیزا وسیله می ریزه بیرون کلی هم کاغذ خورده مقوا ی به درد نخور دارم باید بریزم بره فکر کنم نصف اتاق من فقط کاغذه

 الانم به قدری خستم که دلم میخواد یه چند روزی تو یه خونه تک و تنها باشم هیچ کی نباشه هیچ صدایی نیاد فقط بگیرم بخوابم دلم میخواد برم بیرون انقدر بگردم بگردم که دیگه خسته بشم انقدر آهنگ گوش بدم که گوشام دیگه تاول بزنه ( آخه کی با آهنگ گوش دادن گوشاش تاول زده ؟! ) دلم خیلی چیزا میخواد کاشکی یه دکمه ایی چیزی وجود داشت  میزدم یه سالی میرفتم جلو  آخیــــــــــــــــــــــــش ...

برف رو هم دوست دارم هم ندارم ... هوا دلگیر شده بد جور دوس ندارم الان خونه باشم دوس دارم برم برف بازی باید با خاله جان اینا یه برنامه بریزیم بریم بیرون یه برف بازی بکنیم ...

ویندوزمو عوض کردم بعد که برنامه هام پاک شده  حوصله ندارم نصبشون کنم کلی هم به یه سری از برنامه ها احتیاج دارم یکی بیاد کمک لطفا

بلاگارو خوندم فکر کنم تا جایی که حال داشتم کامنت گذاشتم باقیشم میام به زودی ببخشید تر خدا اصلا یه جوریم  ...

یه چیزی، جدا مرسی  انقدر منو تحویل گرفتین تو این یه هفته که نبودم !

برم ببینم چه برنامه ایی میتونم بریزم برای این چند روز که خونم

روز خوش

بای

 

 

 

+ نوشته شده در چهارشنبه 12 دی1386ساعت 12:29 توسط نهال |

سلام

حالتون چطوره ؟

خوبین ؟ چی کارا میکنید ؟

مرسی قربون شما منم بد نیستم ، این روزا علاوه برا امتحان درس کار این چیزا در گیر مسالئ نامزدی و عقد کنون آقای پسر عمو هستیم کلی خوش میگذره ... فردا عقد کنونه و ... وووووو بریم کلی شلوخ پلوخ کنیم

دیروز امتحان وحشتناکی دادم خدا میدونه چی بود پرسپکتیو .. کم آوردم دهنم سرویس شد سوالا رو دیدم فوق العاده سخت بود ... یه تعداد تمرینارو من نصفه نصفه تونستم حل کنم... خدا این چی بود دیگه . هرکی میومد بیرون می گفت مگر خودش نمره بده وگرنه ما هیچی   خدا از دسته این استادا ما چی کنیممممممممم ...

دایی جان اومدن و حسابی شلوغه   چقدره دلم تنگه شده براش وااااای قربونش

فردا عید غدیره دیگه از من عیدی بگیرین  

نیدونم چرا حس می کنم انقدر سنگینم انگارمن الان فکر میکنم ۱۲۰ کیلو شدم چرا؟

چرا انقدر کوتاه نوشت شدم ... نمیدونم حرفام خیلی کم شده یا اینکه ... چه می دونم هیچ اتفاق خاصی نمیوفته که بیام بگم یه جورای از اینجا خسته شدم ... شدیدا دلم میخواد برم یه جای دور یه جایی که تنها باشم برا چند روز با خودم خلوت کنم  میشه ؟

خب من برم

عیدتون مبارک

فهلا بای

+ نوشته شده در پنجشنبه 6 دی1386ساعت 13:7 توسط نهال |