سسسسسسلو
حالتون خوووبه ؟ چی کارا میکنیدددد ؟ ووووای دلم برا وبلاگم خیلی خیلی تنگ شده بود برا نوشتن ولی باور کنید هر سری میومدم که بنویسیم یا حسش نبود یا اینکه یه چیزی پیش میومد خلاصه که لیمو خانوم جونم خیلی خیلی ببخشید ![]()
![]()
وای که این روزا سرم در حد مرگ شلوغه اومدن یه سری به ما برنامه دادن که امتحاناتو ۱۶ شروع میشه ماهم گفتیم خب الهی شکر وقت داریم کارارو زودی تموم کنیم روز بعدش یکی از استادامون اومد گفت من میخوام ژوژمانمو ۲۹ برگذار کنم حالا ما هی میگیم استاد ترخدا ما تا ۱۹ هم که امتحان شمارو داریم نمیتونیم کارارو حاضر کنیم حجم کار سنگینه شما هم که اتود دیر تایید میکنین آخه ،گفت نه الا و بلا ۲۹ خب معلومه که این استاد برنامه رو بیار جلو اساتید دیگه هم همین کار رو میکنن مگین ژوژمانه دیگه راحته نمیبینن که اتود تایید نمی کنن خودشون ! خلاصه که میخوام سرمو بکوبم دیوار خسته شدم اساسی آخه یه چیزی هم که هست درسای این ترممون رو خیلی دوست دارم ولی حیف که نه فرصتی دارم خوب کار کنم و نه ...
عرضم به حضورتون ما یه همکلاسی داریم به اسم خانوم ایکس رسما نفس همه ی کادر دانشگاه رو گرفته از بس که ... بابا من نمی دونم این نمی فهمه یا خودشو می زنه به نفهمی من یکی سر در نیاوردم از این موجود فضایی اخلاق و رفتارش هم خدا میدونه مثل بچه های ۵ ساله هرچی بهش میگی خوشش نمیاد میگه قهرم دیگه باهاتم حرف نمیزن سرشم میکنه اونور و میره نه اینکه به شوخی بگه های خیلی هم جدی . خلاصه که شده سوژه دست بچه ها و کل دانشگاه بچه های دو گروه که از دستش فرارین منم که اصولا خوشم نمیاد از آدمیزاد گیر و زبون نفهم امروز سر کلاس صفحه آرایی رفته بودیم توی سایت بعد کارای من حجمشون خیلی سنگین بود کامپیوتر های دانشگاهم که اصلا کشش نداره
من هی سی دی کارمو بردم چرخوندم تو کامپیوتر هایی که بود، فقط مونده بود کامپیوتری که خانوم ایکس باهاش کار میکرد دیگه صبر کردم وقتی که کارش تموم شد من داشتم بعد از قرنی کارمو میکردم دیدم مینا از اون ور داره میگه آی آی خانوم ایکس چی میکنی مگه نمیبینی داره کار میکنه اونم یه هو کیس کامپیوتر رو گرفت بغلش و گفت این سیستم خودمو یعنی چی اومده سر سیستم من کار میکنه منم گفتم اولا اینجا سیستم من و تو نداره دوما من الان با کامپیوتر کار دارم و صبر کردم شما کردم کارت با کامپیوتر تموم شده بعدشم این همه سیستم تو حجم کاریت از مال من کمتره میتونی بری بایکی دیگه کار کنی پرو بر گشته میگه نه خیر شما چرا نمیری سر سیستم دیگه، حالا من انقدر حرص خوردم از دستش که حد نداره آخرش سی دی رو در آوردم گفتم بیا بشین کاراتو بکن یه مرتبه عقب نمونی ! دختره عتیقه یه کارایی میکنه آدم روده به دلش نمی مونه اون سری با اون چادر ایناش وایساده بود وسط سالن دانشگاه جلو حراست و ریس دانشگاه داشت آرایش میکرد
دیدمش میگم بابا مگه اینجا دستشویی نداره چرا وایسادی اینجا زشته جلو این همه آدم آخه .. قدرت درک ( ۰ ) اون دفعه استادمون دیدش گفت یا علی باز خانوم ایکس با اتوداش اومد بابا یکی منو از دست این نجات بده آخه عجب غلطی کردم
فکککککر کن استادت اینجور بگه
یه بار سر کلاس دیگه فکر کنم نشسته بود بغل استاد بعد از اونجا هم داشت مثل بچه ها راضیه رو میزد فحش هم میداد دیدین بچه ها چجوری فحش میدن همش یه ریز یه حرفی رو تکرار میکنن اینم یه چیزای می گفت ما هی سرخ و سفید میشدیم استاد بنده خدا هم دیگه داغ کرده بود دستاشو زده بود زیر چونش نگاش میکرد که شاید خجالت بکشه ولی هیچ افاقه نکرد ... اصولا هم همیشه سر ژوژمان ها شب قبل بیمارستان بودن نتونستن کار حاضر کنن ... خلاصه که یه غده ی سرطانی تو کلاس ما وجود داره که همه رو دیوونه کرده باید باشید و کاراشو و رفتارشو ببینین تا بفهمین من چی میگم بدبختی آخه سنشم کم نیست ۲۴-۵ سال داره
تا حالا به عمرم از یکی انقدر بدم نیوده به خدا
خب کارام دارن یواش یواش پیش میرن خدا کنه اتفاق خاصی این وسط مسطا پیش نیاد استادا یکمی باهامون راه بیان که خیلی وحشت دارم این ترم ![]()
این پست مال دیروز بود اما من دیگه رفتیم جایی نشد ثبتش کنم ![]()
مراقب خودتون باشید یه دو کیلویی از اون دعا های ترم قبل هم میخوام![]()
فعلا بابای ![]()